/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حصیف

تشکر لالا صبور زیبا است حظ بردم [گل][گل][گل]

شیده مبتکر

سلام و عرض ادب تقدیم است میخواستم به شما شاعر گران مایه بگویم شعرتان را خواندم بسیار زیبا بود . در پناه حق باشید

زينت نور

سلام صبور گرامي / آرزو ميكنم تازه و سبز باشي زيبا ست /

هویا

از داستان تولد اولین عکس مونتاژی خبر داری؟؟؟ زمانی که معصومیتش از دست رفت....

مهرداد

گر در کنار مشرقی آب خفته اید سلام به حضرت صهیب گرامی اشعارت دلنشین اند خوشحالم که تازه هارا خواندم به امید اینکه هر بار که آمدم چیزی باشد تا دست خالی بر نگردم با یک سپید در خدمتم وقت کردی بیا و بخوان.

فرید اروند

سلام ای عزیز انگور ها دوباره غزل بار داده اند اما غنای خویش به اغیار داده اند بسیار زیبا امید وارم که ادامه داشته باشد به زودی برایت می زنگم می خواهم صحبت کنیم

باچه آزره

صهیب گرامی را هزاران درود بی پیرایه ی تعارف باد شعر گلایه و گام شماتنها یک شعر نیست بل پیامیست که تحول ایجاد مینماید. اما من معتقدم که: دیگر ایینه ی عروج مارا دستی تبکار نخواهند شکست. نمیدانم راضی بودید ازینکه باچه ازره با لینک ویبلاگ تان مزین گردید؟؟؟؟ بدروووووووووووووووووود

کاکه تيغون

من و آفتاب تنها يک پلک تنها يک دست فاصله داريم [گل] زنده باشي.

حمید رضا شروه

این شعر برای شما .با من در تماس باش .همزبان ( سال کهنه بی دوست می ایستم برای نگاه ) راه می رود در کلماتم سال کهنه بی دوست می ایستم برای نگاه منظره – ساعت پرغبار مدام از اینهمه دوری چشم های تو شعر می آورد تا می شوم در خود م خط های مثلثی از هر سو می روی گم بودم رد اسبها گم می شد روی سمتی نوبت گرفته ام دوست دارم شکلی می شود دزدیده می شوم جای بدی ایستاده ام ! حمید رضا اکبری شروه – 1387 – اهواز