سمت آینه و آب

سمت آینه و آب

*

آن سوژه ی که حجم قفس باز گفته بود

آهنگ ناتوانی ما را شنفته بود

آنجا که سمت آینه و آب می نمود

یک ناشنیده مرد چرایی نگفته بود

گاهی که می چکید غرور از حریم باد

خون آبه ی زمشهد در خویش خفته بود

این گونه هم نبود همین قصه  از   ازل

رنگین کمان٬ بنفشه ی، یاسی، شگفته بود

*

اینک صدای زرد  مرا شانه می زند

موسیقیی که در گل گندم نهفته بود

*

*

/ 26 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی هزاره

سلام زیبا بود و خواندی در کاشانه دیدمت سری هم به ما بزن(فعل امری است ) پدرود

حصیف

سلام لالا صبور بسیار نا وقت دوباره به روزم ببخشید اگر اشکالی داشت

کاکه تیغون

سلام هنوز هم به سمت آب و آیینه روان هستید؟ کمی هم به سمت وبلاگ تشریف بیاورید!

امین الله

صهیب عزیز چقدر زیبا این غزل سمت آینه وآب را با همه ای شگردها وتکنیک های نوین به کار بسته ای جای دارد که این ابیات در جمع نمونه های خوب وحساب شونده در قاموس تغزل معاصر گنچانیده شود .به هر حال حرف ها زیادی در خور وصف وبیان به این مسله وجود دارد اما همین مکفی است که زیبا گفته شود .. من امین الله هستم از متعلقین شما در افغانستان

سورنا

سلام اکه! عکس هات نرسید

زبیرهجران

سلا . همین مصرع ویرانم کرد ولا موسیقی که در گل گندم نهفته بود شاد زی

کریمه ملزم

سلام صبور عزیز. دیر آمدنم را معذورم . زبانها زیبای های سروده هایت را زمزمه دارند محاصره گر ترکیبات نوینی مگر? آنچه آرزوهاست به کامتان باد برادر.

صبور نریمان

همنام مهربان من! با دست های تهی آمده ام تا به بزرگی ات سلام کنم صبور نریمان

نورالعین

سلام صهیب گران ارج! عالی و دوست داشتنی بود. دیریست دور بودیم.