پیغامبر تبسم

 

 
 
 

                پیغامبر  تبسم

 

بگذار با  سپیده  صدایت  کند   صبور

با شکوه و شکوه تو تا دور  دور  دور


بگذار تا دوباره زند پرسه رشک ماه


در لایه های مخملی  سجده  و  سرور


حالا  که  باز  پنجره یی  باز   میشود


عطر تنت ز باغ   ازل   میکند   عبور


ای  آنکه  خواب   آینه  تصویر میکنی


در ارتفاع سبزترین   ساحت     غرور


وقتی  تمام حس   شفق خسته  میشود

پیغمبر تبسم   تو    میکند     ظهور

/ 13 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هارون راعون

سلام صبور عزیز سپاس ازین محبت. کاش شعرگونه ی من را نیز می گذاشتی یک دنیا تشکر زینت نازنین و گرانقدر. کوچکنوازی کردی عزیزم

شیده مبتکر

صهیب گرامی سلام و درود زیبا سروده ای بود برای دوستت تان، همیشه دوستی تان سبز باشد

منیب

سلام صهیب صاحب! امید است که جور و عافیت بوده باشید. وقتی تمام حس شفق خسته میشود پیغمبر تبسم تو میکند ظهور راستی از توصیفش عاجزم. موفق باشید.

کزیمه ملزم

سلام صبور عزیز. معذرت من را به نسبت یک ماه دست رسی نداشتن به انتر نیت بوده که دوستان به کم مهری توجه ننمایند بپزیرید سروده های تان همیشه عالی و ترکیبات نوین دارند که بسیار زیباست ایام به کام تان باد برادر.

کاکه تیغون

سلام ما پشت شما دق شده بودیم. شما چطور؟ [تعجب]

یاسر

سلام صهیب عزیز! شعر و سروده های ات را همه خواندم مثل یک رمان زنجیره یی رهایم نکردند. دلپذیر و عاشقانه اند وقتی تمام حس شفق خسته میشود پیغمبر تبسم تو میکند ظهور بهروز و کامگار باشی

بانوبارون

درود عزیز شاعر . وب زیبایی داری و اشعار نابیکه از خواندنش لذت بردم . منتظر حضورت هستم . شادزی

بارش

سلام و درود پرصواب رمضانی خدمت حضورشما باد حال واحوال تان چطور است دوستان و خوانداده انشا الله جور استند من بعد از بسیار خاموشی وغیابت امروز به ویب شما کله کشک کردم ودماغ خسته ام را مطرا وآبدار ساختم خداکند همرای رمضان خسته نشده باشید اگر وقت بود شمارا از نوشته های من خبر بگیرید خدانگهدارتان